جشن6ماهگی ثنا جون
کودکم آرام آرام قد میکشد ومن درسایه امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ میشوم...
او می رقصد ومن آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه میکنم...
او می خندد ومن از شوق حضورش اشک میریزم...
او آرام در آغوشم آرام میگیرد ومن تاصبح از آرامشش آرام میشوم...
او پرواز میکند ومن شادمانه آنقدر مینگرمش تا چشمانم جز او هیچ نبیند...
او بازی میکند... حرف میزند...به زبانی که کسی جز من نمیفهمدش...
طبیعت را حس میکند...خدارامی بوید ومن ...کودکانه ...درسایه بزرگیش پنهان میشوم
تا ازگرمای دست نوازش غیب بی بهره نمانم
ثنا جونم داره نیمساله میشه هورا



عزیزم شما چند روز دیگه 6ماهه میشی
دخترم 6ماهگیت یا بهتره بگم نیم سالگیت مبارک
چون 16آبان که شما 6ماهه میشدی میفتاد تو ماه محرم برا همین جلوتر بهت تبریک میگم
امروزم یه جشن کوچولو برات گرفتیم چون دیگه نیم ساله شدیو داری برای خودت خانمی میشی
یه کیک کوچولوی خوشگلم برات گرفتیم.. اینم عکساش

ثنا بدجور به کیک خیره شده مثل اینکه میخواد قورتش بده!

اینم حسنا خانم دخترخاله ثنا که خوابش میومد ونذاشت لباساشو عوض کنیم کلا اعصاب نداشت!
درضمن امشبم تولدش بود

که ثنا داره ازش دعوت میکنه بشینه!

مثل اینکه به توافق رسیدن

عزیزم اینقدر به کیک خیره نشو شما هنوز نمیتونی بخوری

هدف ثناجون از نگاه کردن به کیک این بود که بهش دست بزنه و احتمالا بهمش بریزه!

عزیزم انشاالله سالیان سال زنده باشی


جشن6ماهگی ثنا جون
